درباره مومنی که شریف است


مرد آرام و بلند قدی که این روزها مدیر حوزه هنری شده سابق بر این آقا معلمی بوده که از زمین‌های خاکی جنوب‌شهر کار فرهنگی را آغازانده است. بعله! دیگر، لابد همه می‌دانند که محسن مومنی شریف مثلا اهل بیجار است و تحصیلات حوزوی را تا پایان سطح (همان ده سال اول) ادامه داده و در كانون پرورش فكري و دانشگاه نام نیکی دارد.

اما احتمالا کسی نمی‌داند که مومنی شریف عربی را در کانون زبان با شاگرد اولی به کمال رسانده است. و نداند که او برای نوشتن هر کتاب با چه وسواسی، هرچه سند و مدرک میدانی و کتابخانه‌ای باشد را باید ببیند، تا کار به چاپخانه برسد. و ندانند که در آفرینش‌های ادبی با چه تواضعی زیر پای اساتید و پیشکسوتان می‌نشست تا کتاب‌های دست‌نویسِ خاک گرفته‌ی منتشر نشده را به حمزه زاده‌ی انتشارات برساند. و توامان چقدر جوان خامِ بی اعصاب مثل من از سر کتاب "غیر قابل چاپ" خورده‌شان با او میانه خوبی ندارند.

این همه کتاب‌های خوب منتشر شده از حوزه هنری همانقدر که در دوران حسن بنیانیان شان صدور یافت، حسن تدبیر آبرودارانه‌ی مومنی را عقبه‌ی خود داشت.

لیست تبریک و تهنیت آقای مومنی شریف هرگز نام همکلاسی قدیم شنبه‌ها و چهارشنبه عصرهای خیابان جم را در خود نمی‌بیند. قلم‌شکسته فقط مفتخر است که بعضی روزها در پژوی همیشه خوشبوی مرد شریفی می‌نشسته و با هم از هر دری سخنی و از هر کتابی خبری می‌گرفتند. یادش مانا! گعده‌ی‌ فرهنگی سیاری بود.

بله، عرض ما این است که  کتاب جدید آقای مومنی بالاخره منتشر می‌شود؟

 

اینجا جهنم است نپرسید حال ما


جوانان ستارگان آسمان وجودند و


                                              فاطمه


                                                         مادر ستارگان

شاه مسعود ناشناخته!


شهدا، هرجا که باشند، چه ایران، چه افغانستان، بسیار بسیار به هم شبیه‌اند.



پ ن: کامل بخوان