خشم دروغین
امروز را کلا نشسته بودم به تصحیح اوراق امتحانی کلاس اولیها. یکی از سختترین کارهای عالم. حال بد قضاوت بر یک سال دانش آموزی.
رندی پایین برگه نوشته بود:
زان خشم دروغینت، زان شیوه شیرینت
عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا
نمرهاش تکانی نخوردها! همان هجده و نیم بی ارفاق رفت توی کارنامه. رفت اما شعری که برای معلم بد قلق سختگیری مثل من نوشت دل سنگ را هم آب کرد. خستگیهام پرکشید از اینکه فهمیدم از اول، خوب میدانسته همهی عصبانیتهایم اداست.
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی نوری
|

