ادیبان شاد
نجف دریابندری پسر ناخدا خلف ظلمآبادی نویشته:
دور و بر سال 1330 ناشران تهران عقیده پیدا کرده بودند که هر کتابی با مقدمه سعید نفیسی چاپ بشود فروش خوبی خواهد داشت؛ یا برعکس اگر کتابی بدون مقدمه چاپ بشود به فروش نخواهد رفت. نفیسی مرحوم هم، گویا قبول کرده بود و حاضر بود به هر کتاب مقدمه بنویسد.
طبیعی است که او نمیتواند همه کتابها را بخواند و گاهی مقدمه را بدون خواندن کتاب مینوشت. حتی گفته میشد نفیسی مقدمههایی حاضر کرده است که هرکس از او بخواهد، عنوان کتابش را در آن درج میکند و به دستش میدهد. به هر حال ناشر "جزیره پنگوئنها" به همین ترتیب مقدمهای برای این کتاب از نفیسی میگیرد، که در آن نفیسی به سبک فضلا این کتاب را با کلیله و دمنهی فارسی و پنچه تنتره هندی مقایسه کرده بود. به این حساب که "جزیره پنگوئنها" هم مجموعه داستانهای پندآموزی است از همان نوع، که از زبان مرغهای قطبی بیان شده است. ]محمد[ قاضی هم، شاید از روی شوخی، یا شاید هم به جهت آن سادگی معروفش، این مقدمه را قبول میکند و کتاب به همان ترتیب چاپ میشود.
ما که جزو نخستین خوانندگان قاضی بودیم آن مقدمه را خواندیم و از روی نومیدی به سراغ متن کتاب رفتیم و با کمال حیرت دیدیم که متن کتاب هزلنامه بسیار تند و تیزی است مربوط به تاریخ فرانسه. اما چیزی که بیشتر حیرت ما را برانگیخت چهره نویسنده و چهره مترجم کتاب بود.
.
.
. و چند خط بعد
.
.
توفیق "جزیره پنگوئنها" در محافل ادبی فوری و سیع بود و در همان روزهای اول معلوم شد که کار این مترجم نیازی به مقدمه این و آن ندارد. قاضی این را فورا دریافت و از همان لحظه دست به کار شد و تا پایان عمرش لحظهای دست از کار نکشید. حاصل عمر هشتاد و پنج ساله قاضی بیش از هفتاد اثر است.
پ ن1: کتاب مستطاب "محمد قاضی و رسالت مترجم" تدوین: عرفان قانعی فرد. انتشارت نقشونگار.
پ ن2: عاشیق همین خاله زنک بازیهای ادبیات و روشنفکری معاصرم. که کتاب میشود به زودی!
پ ن3: بالاخره مقدمه مرحوم نفیسی ـ که الحق خدمات خوبی هم در ادبیات کردهاند ـ بی تاثیر نبوده است در فروش کتاب فوق الاشاره ها...