استخارهی یواشکی
چند سالی از این واقعه میگذرد.
صبحها ساعت 6 و نیم کلاس داشتم. زمستان بود و اذان صبح نزدیک همین ساعت. پس نمیشد در خانه نماز را خواند. طوری راه میافتادم که چند دقیقهی قبل از کلاس در نمازخانه مدرسه باشم. آن روز حالم اصلا خوب نبود. کسالت و سنگینی روحم در راه رفتنم هم تاثیر گذاشته بود. رسیدم مدرسه و به وضوخانه رفتم. دوست همکلاسی داشتم که حافظ قرآن بود. موقع وضو گرفتن که دیدمش، توی دلم گفتم بگذار از قرآن سوال کنم من چرا اینطورم؟
گفتم: قرآن را حفظی؟
گفت: بله.
گفتم: یعنی همهی همهاش؟
گفت: ان شا الله!
با نیت استخاره گفتم: یک آیه بخوان!
کمی فکر کرد و به بالا نگاهی کرد و...
گفت: و من یوق شُحّ نفسه فاولئک هم المفلحون*
دست کم تا دو روز سرخی حرارت این آیه روی صورتم مانده بود.
.................................................................................
* آنچه در استخاره من بود تمام آیه نبود. آیه شانزده سوره تغابن این است:
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنفِقُوا خَيْرًا لِّأَنفُسِكُمْ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
پس تا مىتوانيد از خدا پروا بداريد و بشنويد و فرمان ببريد و مالى براى خودتان [در راه خدا] انفاق كنيد و كسانى كه از خست نفس خويش مصون مانند آنان رستگارانند.