رهبر معظم انقلاب به نمایشگاه کتاب نرفتند. اعلام شد که به خاطر مشغله کاری نرفته اند. پربیراه هم نیست. دهم، پانزدهم و هفدهم همین اردیبهشت سه دیدار داشته اند که علاوه بر کارهای اعلام نشده جاری شان بوده .
دلیل نرفتن اعلام شد، اما چیز دیگری برداشت شد. میزان علاقه و اهتمام شان به کتاب به قدری قوی است که عده زیادی را به این جمع بندی رساند که سبب نرفتن اعتراض به سیاستهای فرهنگی دولت بوده است. آنقدر دلیل و استشهاد پیرامون این ادعا هست که از آن طرف کسی را یارای دفاع از این اتهام نیست. پرونده های سنگین چند وقتی طول میکشد که وکیل مدافع قوی پیدا کند.

القصه رهبر انقلاب به نمایشگاه نرفتند اما عصر روز شانزدهم _ همزمان با اعلان رسمی خبر عدم بازدیدشان از نمایشگاه _ موج سنگینی را در این رخداد مهم انداختند. یک نقل منتشر نشده از ایشان در تحسین یک کتاب کافی بود که خبر نرفتن را تحت شعاع قرار بدهد. فردایش چاپ کتابی که این بار نه از منشورات سوره مهر بود، نه از کارهای سرهنگی و بهبودی عزیز، نه نویسنده سرشناسی نوشته بودش، نه راوی اش فرمانده و سپه سالار بود و از قضا قیمت به غایت منصفانه ای هم داشت تمام شد. روزنامه ای تییر زد: [کتاب] عباس دست طلا را روی دست بردند! 

این دو قطب منفی و مثبت حرکت رهبر انقلاب را چطور تحلیل میکنید؟ به نظر میرسد یک پیام خیلی شفاف به جناح مومن حزب اللهی داشت و آن هم اینکه: نباید منزوی شد! مراقب باشید در مبارزه و جهاد فرهنگی اسیر اقتضائات زمین بازی نشوید. او به نمایشگاه نرفت ولی یکی از قوی ترین تکانه ها را آفرید. کتابی را انداخت وسط که مستقیما چاشنی گفتمان کلان نظام را ظریف و زنانه روایت میکند.

بودن همیشه رفتن نمیخواهد. هست.