زنی با در نظر داشن عواقب سوء کارش، درباره زن دیگری بدگویی کرد. طولی نکشید که آن حرف تبدیل به یک شایعه‌ی غیرقابل کنترل شد. عذاب وجدان خواب و خوراک زن را دچار تشنج کرد. او نزد یک روحانی رفت و از  او پرسید: آیا شایعه درست کردن گناه است؟

روحانی گفت: بله، گناه است. شایعه آبروی افراد را خواهد برد. اگر این گناه از تو سر زده است، باید به شدت اندوهگین و شرمسار باشی!

زن از سخن صریح روحانی به شدت لرزید و گفت: لابد با توبه بخشیده می‌شود. توبه می‌کنم؛ توبه‌ی واقعی.

روحانی پاسخ داد: اما بعد از این که با قلبت توبه کردی یک بالش بردار و به پشت‌بام خانه‌ات برو؛ با چاقو آن را پاره کن و برای من بیاور!

زن به خانه رفت و توبه کرد و بالش را هم طبق دستور مرد روحانی درید و با خود آورد.

روحانی پرسید: شکم این بالش را که پاره کردی، چه شد؟

زن گفت: باد پرهای آن را به هوا برد. پرها پخش آسمان شدند.

روحانی گفت: حالا از تو می‌خواهم که آن پرها را دانه دانه جمع کرده و برای من بیاوری!

زن گفت: این کار غیر ممکن است! باد همه آن‌ها را با خود برده است...

روحانی گفت: شایعه نیز اینچنین است.

 

 

پ ن ۱-  برگرفته از فیلم دیدنی "شک" اثر جان پاتریک شانلی.

پ ن ۲- قابل توجه سایت‌ها و ستادهای انتخاباتی!