لغتها (5)
ویراستار: یک آدم بی دست و پا که کارگر ناشر، تو سریخورِ نویسنده و شرمنده زن و بچه است. پدر زنش هنوز اعتقاد دارد که آدم الدنگی دامادش شده و تایپستها هم احساس برتری شگرفی نسبت به او دارند.
پ ن۱ـ حساب خرمشاهیها و گرمارودیها را سوا کنید!
پ ن ۲ـ لغتنامه نطق
+ نوشته شده در ساعت توسط مهدی نوری
|